×××××بارون عشق×××××
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند و آنجه از دست برود با گریه جبران نمیشود!! فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.... روزگاری بر درختی تکیه کرده بودم ، ناگهان کبوتری زیبا آمد و گفت چرا اینجا نشسته ای ؟ گفتم میخواهم نامه ای برای یارم بنویسم . گفت بنویس!!! گفتم قلم ندارم گفت از پرم در بیار ، گفتم کاغذ ندارم گفت بر روی پر سفیدم بنویس گفتم مرکب هم ندارم ، گفت مرا بکش و با خونم بنویس اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن زمان طولاني ميشودبراي کساني که غصه دارند.کوتاه ميشود براي کساني که شاد هستند. دير مي گذرد براي کساني که منتظر هستند زود مي گذرد براي کساني که عجله دارند اما.................... اما ابدي ميشودبراي کساني که عاشق هستند دو نفر که همديگرو خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي تونستند از هم جدا باشند، با خوندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري، همديگرو نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده یه روز دل تصمیم میگیره سنگ بشه تا دیگه عاشق نشه ، میره و سنگ میشه و میره قاطی سنگها ، اما اونجا هم عاشق سنگ میشه
يكي مي پرسد : اندوه تو از چيست ؟ یاد گرفتم به دشمنم یه فرصت دیگه بدم تا به اشتباهش پی ببره. اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا. زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم مترسك رو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه.
- قلب من به قلب تو متصل است . هر چه را تو احساس مي كني ، من نيز احساس مي كنم . - دوستت دارم نه به خاطر اینکه كه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با تو هستم ،کسی میشوم. - وقتی از تو دور هستم ،دلم برات دلتنگ ميشود ، اما از درون احساس گرما ميکنم چون در قلبم به هم نزدیکیم . - اگر هر بار به ازاي لبخندي كه بر لبانم می نشانی، از آسمان ستاره ای برايت ميچیدم، آسمان شب همانند بيابان مي شد . - با قلبم زيباترين و بهترين چيزها را در كنار تو احساس مي كنم
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره به کسی تو جه نمی کنه از کسی خجالت نمی کشه می باره و می باره اینقدر می باره تا آبی بشه کاش میشد مثل آسمون بود کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا بلاخره آفتابی بشی بعدش هم انقار نه انقار که بارشی بوده انگر نه انگار که غمی بوده همه چیز فراموشت بشه....!!!!
شبی خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم ميزنم، رد پاي هردوي ما روي ساحل بود، وقتی برگشتم و به گذشته نگاه کردم ديدم در موقع سختی تنها يک رد پا کناره ساحل است، پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در موقع سختی مرا تنها گذشتی، خدا لبخندی زد و گفت:فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودی جیر جیرک به خرس گفت:عاشقت شدم...خرس گفت:الان وقت خواب زمستانی من است..وقتی ۶ماه دیگر بیدار شدم در این باره صحبت می کنیم...خرس وقتی بیدار شد...جیر جیرک را ندید..خرس نمی دانست جیرجیرکها فقط ۳روز عمر می کنند.... چند نکته از یه بزرگی... دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است . ۲)دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند . ۳)اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . ۴)اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است . ۵)وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم . ۶)اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری . گاهي وقتا زندگي كردن پرنده ها توي قفس از هر كاري بهتره هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير دخترک...
دخترک با قلبی........ دخترك بادقت تمام داشت بزرگ ترين قلب ممكن راتوي ساحل بايك چوب روي ماسه ها ترسيم ميكرد.شايد فكرميكرد كه هرچه اين قلب را بزرگتر درست كند يعني اينكه بيشتر دوستش دارد.بعدازاينكه قلب ماسه ايش كامل شد سعي كرد با دستهايش گوشه هايش راصيقل دهد تا صاف صاف شود.شايد ميخواست وقتي درياآن را باخود ميبرد اين قلب ماسه اي جايي گيرنكند.اززاويه هاي مختلف به آن نگاه كرد.شايد اينطوري ميخواست انرابهتربشناسد ومطمئن شودهمان چيزي شده كه دلش ميخواست.به قلب ماسه ايش لبخندي زدوازروي شيطنت هم يك چشمك به قلب ماسه ايش هديه داد.دلش نيامد تا يك تيرماسه اي رابه قلب ماسه ايش شليك كند.براي همين هم خيلي آرام چوبي راكه دردستش بود مثل يك پيكان روي قلب ماسه ايش كذاشت.حالا ديگركامل شده بود و فقط نياز به مراقبت داشت. نشست پيش قلب ماسه ايش وبادستش قلب ماسه اي را نوازش كرد و درسكوت به قلب ماسه ايش قول دادتا هميشه مراقب او باشد.براي اينكه باد قلب ماسه ايش راندزددبادستهايش يك ديوار شني دور قلبش درست كرد. دلش ميخواست تا پيش قلب ماسه ايش بمانداماوقت رفتن بود..نگاهي به قلب ماسه اي كردو رفت.چند قدم دورنشده بودكه دوباره برگشت.وبه قلب ماسه ايش قول دادكه زود برگردد و بقيه را را دويد.فرداصبح دخترك درراه براي قلب ماسه ايش گلي چيد و رفت به ديدنش.وقتي به قلب ماسه ايش رسيدآرام همانجا نشست و گلها راپرپر كرد و برروي قلب ماسه ايش ريخت....... قلب ماسه ايش باعبور چرخ يك ماشين شكسته شده بود اما کسي را که با اوگريستيد . قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم...... ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟ اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند. زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي. اگه تو خدا را فراموش كردي اين رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمي كنه چون دوست داره خوشبختي و بدبختي براي يه مرد شجاع مثل دست راست و چپش مي مونه . اون هر دوشونو به كار ميبره مردم به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصميم ميگيرند. خوشبختي به سراغ كسي ميرود كه فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را نداشته باشد. دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي زمان طولاني ميشودبراي کساني که غصه دارند.کوتاه ميشود براي کساني که شاد هستند. دير مي گذرد براي کساني که منتظر هستند زود مي گذرد براي کساني که عجله دارند اما.................... اما ابدي ميشودبراي کساني که عاشق هستند ---------------------------- آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد دو نفر که همديگرو خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي تونستند از هم جدا باشند، با خوندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري، همديگرو نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد به راحتی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شه در قلب او جایی پیدا کرد. شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!! برای ديدنت بی تاب گشتم به چشمان سياهی خيره مانم بدانم من , که آن چشماگر نه چشم يار است تو اين را گفتی و همچون شهابی نگفتی گر همه چشمان عالم کجايت من بجويم بار ديگر؟ به پشت ابر ها پنهان بماند خوووووبيييييييييين......الهي ..... اهاااااااااان گفتم.... خوب حالا براي اونايي مي گم كه يادشون نيست.... بابا تو سال ۸۸ اولین پستمه دیگه.... به خاطر داشته باشیم که : گفت: من از آتشم و ليلي گل است. زیرا درد عشق برایش مطلوبتراز سلامتی است. پس خوش به حال آنهایی كه عاشقند و این همه معنی دارند... زندگي دفتري از خاطره هاست....خاطراتي شيرين... خاطراتي مغشوش...خاطراتي كه ز تلخي رگ جان را مي گسلد ... زندگي اهنگي از تمام درد هاست.... زندگي خيال است و خيال است و خيال... ********* می خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولي افسوس كه فاصله ها شكستني نيستند.... روز دوستي از عشق پرسيد: فرق ما دو تا چيه؟ عشق گفت:تو با يه سلام شروع مي شي ولي من با يه نگاه عشق از دوستي پرسيد: حالا از نظر تو فرق ما دو تا چيه؟ دوستي گفت:من با يه دروغ تموم مي شم و تو با مرگ........ این شعرخیلی قشنگه حتماتا آخرش بخون برو بمیر دیگه دوست ندارم شدی سیاهی واسه روزگارم دیگه نمیخوام واسه بی وفایت مثل یه ابری بشمو ببارم برو بمیر که دیگه عاشقت رفت ؛رفت تا یه دنیای دیگه بسازه دیگه نمیخواد توی راه عشقش دل به هر بی سر و پا ببازه..... خیلی ساده جای عشقت تو دلم نفرت و کاشتی همه هستیمو گرفتی واسه من چیزی نذاشتی مثل نفرت تو وجودم ٬ تو تموم تارو پودم واسه اینکه تو قلبت من برات بازیچه بودم فکر نکنی حال منو گرفتی اینو بدوم تا وقتی نرفتیتو میری و خاطر تو می میره روزگار از تو انتقام میگیره برو بمیر.... آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگزمگر از شوق زياد...... سهراب گفتي:چشمها را بايد شست...... شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد....... ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........ رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را.. نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! ...... چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم . .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟ ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار.. .ميدونم ميتوني بري و باکس ديگهاي دوست شي اما نشو... ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده... ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن... اي مهربون من دوست دارم هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خشخش برگها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشهاي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير! دستاشو مشت كرده بودپرسيدم توي مشتت چي داري؟ گفت خودت نگاه كندستاشو گرفتمو آروم باز كردم توي دستاش چيزي نبود گفتم چيزي نيست كه دستامو كه تو دستش بود فشرد گفت:نبود ولي حالا هست دستام گرم شد و او لبخند زد
خيلي سخته خيلي سخته از عشق يه نفر بسوزي اما نتوني بهش بگي خيلي سخته يه مدت با يکي باشي به خيال اينکه دوست داره اما بعد بفهمي اينا همش ساخته ذهن خودت بوده و اصلا از اول عشقي وجود نداشته اون موقع است که مي شکني نمي دوني چي کار کني از يه طرف دلت پيش اونه از يه طرف مي دوني که دوست نداره مجبوري به اون فکر نکني چي کار مي کني اون موقع است که ياد اين شعر مي افتي اوني که يه وقتي تنها کسم بود این مطلبی که نوشتم خودم فکر می کنم واقعیت نداره شما بخونبن بهم بگین که چه نظری دارین.قربونتون برم. يک بار دختري حين صحبت با پسري که عاشقش بود ازش پرسيدچرا دوستم داري ؟ واسه چي عاشقمي؟پسر گفت :دليلشو نميدونم...اما واقعا دوستت دارم دختر:تو هيچ دليلي رو نميتوني عنوان کني...پس چطور دوستم داري؟چطور ميتوني بگي عاشقمي؟من جدا دليلشو نميدونم اما ميتونم بهت ثابت کنم .دختر:ثابت کني!نه مندليلتو ميخام .پسر:باشه ...باشه...ميگم...چون تو خوشگلي"صدات گرم و خواستنيه "هميشه بهم اهميت ميدي"دوست داشتني هستي"به خاطر لبخندت .دختر از جواب اون خيلي راضي و قانع شد .متاسفانه چند روز بعداون دختر تصادف وحشتناکي کردو به حالت کما رفت.پسرنامه اي کنارش گذاشت با اين مضمون :عزيزم گفتم،بخاطر صداي گرمتعاشقتم اما حالا که نميتوني حرف بزني،ميتوني؟نه!پس من ديگه نميتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت کردن هات دوستت دارم اما حالا که نميتوني برام اونجوري باشي،پس منم نميتونم دوست داشته باشم. گفتم واسه لبخندات،براي حرکاتتعاشقتم اما حالا نه ميتوني بخندي نه حرکت کني پس منم نميتونم عاشقت باشم اگه عشق هميشه يه دليل ميخوادمثل همين الان پس ديگهبراي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره عشق دليل ميخواد؟!نه!معلومه که نه!پس من هنوز هم عاشقتم!عشق واقعي هيچوقت نمي ميرهاين هوس است که کمتر و کمتر ميشه و از بين ميرهعشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارمولي عشق کامل و پخته ميگه :بهت نياز دارم چون دوستت دارمسرنوشت تعيين ميکنه که چه شخصي تو زندگيت واردبشهاما قلب حکم ميکنه که چه شخصي در قلبت بمونه"
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟
گفت آغازش سراسر بندگيست 
گفتمش پايان آن را هم بگو
گفت پايانش همه شرمندگيست 
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درماني ندارد،فقط هجران باید کر
گفتمش يک اندکي تسکين آن
گفت تسکينش همه سوز و فناست
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند
کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده ان

سبب ساز سكوت مبهمت كيست ؟
برايش صادقانه مي نويسم : براي آنكه بايد باشد و نيست .







یک نفر...
یه جایی...
تمام رویاهاش لبخند توست
احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به یاد داشته باش که
یک نفر...
یه جایی...
در حال فکر کردن به توست






به شرطي كه اون پرنده تو باشي و اون قفس دل يارت

![]()

هميشه يه كسايي بودن كه بهم ميگفتن
هميشه بودن كسايي كه بهم ميگفتن 
مي گفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نكردي
ولي بهم نگفتن اگه اسير يكي بشي
بهم نگفتن اگه با چشماش نگاهت كنه
بهم نگفتن ممكنه يه روز بذاره بره
بهم نگفتن كه تو پشت سرش اشك مي ريري 

وفا رو از ماهي ياد بگير که وقتي از آب در مياد ميميره نه زنبور که وقتي از گل
خسته ميشه ؛ ميره سراغ يه گل ديگه





اگر عشق بزرگ است و بزرگتر از ان وجود ندارد
انچه برای تو می خواهم باید بزرگترین باشد.
کسي رو که دوستش داري آزاد بگذار،اگر قسمت تو باشه بر ميگرده
وگرنه بدان که از اول ![]()
مال تو نبوده است![]()
شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد.![]()
![]()
هرگز فراموش نخواهيد کرد![]()

![]()
![]()

نام مادر: گريان نام خواهر : نگران![]()
نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال![]()
محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت![]()
جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن![]()
پلاک : بيکران![]()
نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه![]()
سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار![]()
به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد.
به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شه زبان را کنترل کرد.
به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شه این رنجش را جبران کنیم.
به راحتی میشه کسی را بخشید ولی به سختی می شه از کسی تقاضای بخشش کرد.
به راحتی میشه قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شه به آن ها عمل کرد.
به راحتی میشه به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.
به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی میشه به کسی قول داد ولی به سختی می شه به آن قول عمل کرد.
به راحتی میشه این متن را خوند ولی به سختی می شه به آن عمل
به راحتی میشه اشتباه کرد ولی به سختی می شه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی میشه گرفت ولی به سختی می شه بخشش کرد.
به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی می شه به آن معنا بخشید.
و در آخر:
به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی می شه آنرا نشان داد
باورم نکردی نه خودمو ![]()
نه صدای قلبمو ![]()
نه دستمو که شاپرکی برای نوازشت بود![]()
که فریاد حسرت منو به گوشت زمزمه میکرد ![]()
حالا باورم کن ...........................![]()
باورکن که تلخ تلخم ............................![]()
کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار
مراقبت از برادر کوچکم 2 دلار
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3 دلار
بیرون بردن زباله 1 دلار
جمع بدهی شما به من :12 دلار
مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این عبارت را نوشت:
بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.
وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت: مامان ... دوستت دارم ،
آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده
سوگند را ساختيم تا سوگند ياد کنيم که عاشق بمانيم .... با سوگند شروع مي کنيم ، با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود .... سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم نگيريم ، که لحظه اي از ياد يکديگر غافل نشويم ، که براي هم باشيم و به ياد هم ، که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادي با هم باشیم و شریک هم.
قلبم قيامت مي كند چون باز مي جويد تو را ![]()
بعد از پريشان كردنم در وصل مي جويد تو را![]()
وقتي تو رفتي از برم با غير من كردي وفا![]()
قلبم خيانت مي كند چون دوست مي دارد تو را ![]()


سلام به همه ي دوستاي گلم
مي دونيد امروز چه روزيه.....؟اره ؟ مي دونيین؟ 
مي دونستم كه يادتون نمي ره.... 
امروز........ امروز .........امروز.........
به نظرات شما نیازمند هستیم.بابا نظر بدین دیگه.

وقتی میخوای یکی باشه نیست وقتی میخوای هیچ کس نباشه یکی هست
وقتی یکیو دوست داری او دوست نداره وقتی یکیو دوست نداری او دوست داره 
وقتی به کسی فکر نمی کنی اون به تو فکر میکنه 
وقتی به کسی فکر می کنی اون به تو فکر نمی کنه 
![]()
عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم. ![]()
![]()
راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم .. ![]()

![]()
نگهداشتن دوستان خوب گرانبها است به سادگی از دست ندهیم . ![]()

![]()
سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم. ![]()

![]()
طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم. ![]()

![]()
زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم . ![]()

![]()
دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم .![]()
![]()
ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم. ![]()

![]()
رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرويم.![]()

خدا به شيطان گفت: ليلي را سجده کن. شيطان غرور داشت، سجده نکرد.
خدا گفت: سجده کن، زيرا که من چنين مي خواهم.
شيطان سجده نکرد. سرکشي کرد و رانده شد؛ و کينه ليلي را به دل گرفت.
شيطان قسم خورد که ليلي را بي آبرو کند و تا واپسين روز حيات، فرصت خواست. خدا مهلتش داد.
اما گفت: نمي تواني، هرگز نمي تواني. ليلي دردانه من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من.
گمراهي اش را نمي تواني حتي تا واپسين روز حيات.
شيطان مي داند ليلي همان است که از فرشته بالاتر مي رود.
و مي کوشد بال ليلي را زخمي کند. عمريست شيطان گرداگرد ليلي مي گردد.
دستهايش پر از حقارت و وسوسه است.
او بدنامي ليلي را مي خواهد. بهانه بودنش تنها همين است.
مي خواهد قصه ليلي را به بي راهه کشد.
نام ليلي، رنج شيطان است. شيطان از انتشار ليلي مي ترسد.
ليلي عشق است و شيطان از عشق واهمه دارد
بهانههاي پسرانه
ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!)
2- فاصله سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)
3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)
5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
6- من با خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!)
7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)
8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)
9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)
10- بهتره با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناک زشتی!!!!)
عشق، سرطان دوست داشتن است. 
عشق، عقد دائمی ما با غربت است. 
عشق، شماره تلفنی است كه سالها بدنبال آن می گردیم. 
عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است. 
عشق، اتوبانی است كه تا ته ابدیت می رود. 
عشق آسانسورحیات بشره وای به حال کسی که تو این آسانسور گیر کنه.
عشق، قند متافیزیكی است كه در دل آدم آب می شود. 
عشق، شب نامزدی ما با جدایی است. 
عشق، نردبانی است كه ما را از خود بالا می كشد. 
عشق، همان فعل انفعالی است كه در برابر گل سرخ به ما دست می دهد. 
عشق، عزرائیل زیباییه كه جسم ما رامی گیرد و قبض روح راامضا می كند 
عشق، اولین آهی است كه در آیینه كشیده ایم. 
عشق، اولین حقوق ما از باجه معرفت است. 
عشق،خرید وفروش پایاپای عاشق و معشوق است. 
عشق، لك لكی است كه روی درخت خاطرات ما لانه كرده دارد. 
عشق، مقصد نیست، بلكه مركبی است برای رسیدن به مقصد. 
عشق، تنها مهمانیه كه بدون دعوت وارد میشه كافیه درخانه قلب را باز بذاری. 
عشق، یك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاری. 
عشق، بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. 
عشق، صدای فاصله ها، فاصله هایی كه غرق ابهامند. 
عشق، تنها دردی است كه بیماربدنبال علاج نیست، 
یعنی واقعاً عشق این همه معنا دارد! 
خلاصه اینكه بی عشق ما سنگ، ما هیچ



"""به سراغ من اگر مياييد پشت هيچستانم """












عشق يعني حسرت شبهاي گرم يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره 
عشق يعني گفتني با گوش کر 
عشق يعنی ديدني با چشم کور 
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت 
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظهها 
عشق يعني آبي بي انتها 
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب







آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟
ماه میگه:یعنی بودن در آغوش تو
ماه میگه:تو بگو عشق یعنی چه؟
آسمون میگه:انتظار دیدین تو







عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز






ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي
بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت
رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند!







يادتون باشه که دل، تخته سـياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر
کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد !!!







راضیم به خوشبختیت ، حالا با هر کی باشی گرچه دل من تنها شده ولی یاد تو 
باهاشه





زندگی زیباست*** اما بدون غم![]()

مرگ زیباست*** اما بدون گناه![]()
دوستی زیباست*** اما بدون کلک![]()
عشق هم زیباست*** اما بدون دروغ![]()





عشق يعني باتو خواندن از جنون
عشق يعني سوختنها از درون، 
عشق يعني سوختن تا ساختن ،
عشق يعني عقل و دين را باختن ، 
عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،
عشق يعني گم شدن در باغ دل ،
عشق يعني تو ملامت کن مرا، 
عشق يعني مي ستايم من تو را ،
عشق يعني در پي تو در به در ،
عشق يعني يک بيابان درد سر،
عشق يعني با تو آغاز سفر ، 
عشق يعني قلبي آماج خطر، 
عشق يعني تو بران از خود مرا ،
عشق يعني باز مي خوانم تو را ، 
عشق يعني بگذري از آبرو ،
عشق يعني کلبه هاي آرزو، 
عشق يعني با تو گشتن هم کلام،
عشق يعني شاخه اي گل در سبد ، 
عشق يعني دل سپردن تا ابد ،
عشق يعني سروهاي سر بلند ، 
عشق يعني خارها هم گل کنند، 
عشق يعني تو بسوزاني مرا ،
عشق يعني سايه بانم من تو را ،
عشق يعني بشکني قلب مرا ،
عشق يعني مي پرستم من تو را،
عشق يعني آن نخستين حرفها ، 
عشق يعني در ميان برفها،
عشق يعني ياد آن روز نخست ، 
عشق يعني هر چه در آن ياد توست، 
عشق يعني تک درختي در کوير ، 
عشق يعني عاشقاني سر به زير،
عشق يعني بگذري از هفت خان ،
عشق يعني آرش و تير و کمان ...

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب 
بوسه یعنی خسته در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب، لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
حالا اینم از من به شما:


قربان شما بهاره 






نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........
عاشق آنكه تو را مي خواهد.......
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد.........
و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت مي خواهد




![]()



























گفتم: بنويس! گفت: با چه بنويسم قلم ندارم؟![]()
گفتم: با استخوانت بنويس !گفت: مركب ندارم با چه بنويسم
گفتم: با خونت بنويس! گفت: ورق ندارم بر روي چه بنويسم؟![]()
گفتم: بر روي قلبت بنويس !گفت چه بنویسم
گفتم :بنويس دوستت دارم........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از اشتباهات دیگران درس بیاموزیم، چون زندگی ![]()
آنقدر طولانی نیست تا همه آنها را خودمان تجربه
کنیم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ایمان داشته باش که کوچک ترین محبت از ضعیف ![]()
ترین حافظه ها پاک نمی شود ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری
آرزوی دیگران است؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در اندیشه آنچه کرده ای مباش، دراندیشه آنچه ![]()
نکرده ای باش ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت ![]()
بشمار، شاید فردا احساسی باشد اما …عزیزی ![]()
نباشد. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عاقل آنچه را که می داند ،نمی گوید ![]()
ولی آنچه را که می گوید ، می داند... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی را دوست دارم ![]()
اما نه بدون تو ![]()
زندگی را در کنار تو دوست دارم
پس با تو بودن را دوست دارم ![]()
و زندگی بهانه ایست ![]()
برای با تو بودن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ديروز تاريخ است،فردا راز است، امروز يک هديه است
امروز فرصتي است براي نگريستن به ديروز وفرصتي است براي ساختن فردايي بهتر
است ![]()
واقعا هم اينطوريه پس غصه ي ديروز رو نخوريم و نگران فردا نباشم و ![]()
امروز كه بهترين هديه است را غنيمت شماريم ...... ![]()
به امید فردایی بهتر ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


تنها پناه دل بي کسم بود
تنهام گذاشت رفت
رفت از کنارم
از درد دوريش من بي قرارم
خيال مي کردم پيشم مي مونه
ترانه ي عشق واسم مي خونه
خيال مي کردم يه هم زبونه
نمي دونستم نامهربونه
با اينکه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم مي سوزم
فکر وخيالش همش باهامه
هر جا که مي رم جلو چشامه
دلم مي خواد تا دووم بيارم
رو درد دوريش مرهم بزارم
اما نمي شه راهي ندارم
نمي تونم من طاقت بيارم


.jpg)



سلام به همه دوستای گلم














